![]() |
![]() |
|
| ضد خشونت |
|
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کـار کسی ساعت سه بعداظهر شاهد سرقت موبایل یک دختر مدرسه ای بودم ، تو یک خیابان نسبتا شلوغ ، دختره را چاقو زدند و موبایلش رو از دستش قاپیدند و با موتور در رفتند . عده ای که میگویند این مملکت جای زنـدگی نیست حــق دارنـــد این توجیهات که فقر و نداری باعث این گونه کارها میشه به نظر من درست نیست ، چاقو زدن به یک دختر 14 یا 15 ساله هیچ دلیلی نمی تونه داشته باشه بجز بیماری ... کسی که اینکارو کرد یک بیمار روانـی بود ، جالب اینجا بود که مردم هم هیچ عکس العملی نشان ندادنند ، مثل اینکه عادت کرده اند شاهد چنین صحنه هایی باشند حرمــت توی این کشور مفهومش رو از دست داده ، هر کسی کلاه خودش رو چسبیده که بـاد نبره و این یعنی بدبختـی ... یک روز با آبروی مردم بازی می کنند که فلان هنرپیشه فیلم سکسی پر کرده و سی دی های آن در تمام کشور دست بدست میشه ، روز دیگه از روابط نامشروع فلان نوحه خوان با رفیقه اش فیلم و عکس و پخش میکنند ، یکی از روابط نامشروع دفاع میکنه و دیگری مجازات سنگسار برای این رابطه در نظر میگیره ، ما به کجا می خواهیم برسیــم ؟ ... مگــر نـه اینکه : بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهـرند کـو آدمیت ؟ کـو انسانیت ؟ ما انسانها روی حیوانها را سفید کرده ایــم ، آنها اگر یکدیگر را میدرند ( که اگر نیاز یا خطری احساس کنند اینکارو میکنند ) ناسلامتی حیوانند ... ما چه ؟ ... ما که از هیچ کاری برای هتک حرمت یکدیگر و از میان برداشتن همدیگر کوتاهی نمی کنیم ؟ چقـدر روزگار بـدی شده وقتی صفحه حوادث را ورق میزنیم از اینکه زنی رفیقۀ شوهرش را کشته لبخند میزنیـم ، وقتی در اخبار میشنویم دزد کابل برق روی کابل خشکش زده و مرده خرسند میشویم ، وقتی دختری برای دفاع از ناموسش مجبور به مقابله شده و به سنگسار محکوم گشته ، خیلی راحت میگوئیم مجازات آدمکشی مرگ است ، وقتی میشنویم دختری را ربوده اند توجیه میکنیم بخاطر مانتوهای تنگ و سرو وضع نامناسبشان است ...و .... و....و چطور ما نام انسان بر خود گذاشته ایم و از انسانیت بوئـی نبرده ایـــم آدمــی را آدمیــت بایـــدش |
|
+ نوشته شده در
85/08/27ساعت توسط دخی |
|
|
آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهـو بچه کرد و روبـه آرام گـرفت بهرام که گور میگرفتی همـه عمــر دیدی که چگونه گـور بهرام گـرفت سلام دوستان دنیای عجیبی شده ، حالا که حکم اعدام صدام حسین خوانده شده ، عده ای به هواداری از او برخاسته اند صدام با این جنایاتی که انجام داده کی فکرش رو میکرد که حتی یک عراقی او رو دوست داشته باشه ، فرقی نمیکنه این هواداران سنـی باشند یا شیعه ، مهم اینجاست که صدام دیکتاتوری بود منفور .... اما این ثابت کرد که حتی دیکتاتورها هم ممکنه دوستانی داشته باشند و کسانی که مهر تائید بر کارهایشان میزنند و از آنها حمایت میکنند . من شخصا خوشحال شدم که مجازات صدام بدون هیچ تخفیفی اعدام درآمد ، شاید این مصداق همان جمله باشه که ظلم پایدار نمی ماند . خشـونت ، دیکتاتوری و استبداد دیگه در قرن 21 معنا و مفهومی نداره بشر آزاد بدنیا آمده ، باید آزاد زندگی کنه و آزاده هم بمیره از مکافات عمـل غافل مشـــو ، گندم از گندم بروید جـو ز جو |
|
+ نوشته شده در
85/08/15ساعت توسط دخی |
|
|
هر روز معضلی جدید و هر روز حرفهائی که در حـد یک لطیفه و جوک هم نمیتوان قبولشان کرد ، اینکه ما در منظر دول غرب به افتضاح کشیده می شویم به کنار ، اما با شعور ملت ایران بازی کردن تا بکی ؟؟ |
|
+ نوشته شده در
85/08/11ساعت توسط دخی |
|
|
حسب حالی ننوشتیم و شـد ایامـی چنـد محرمی کو که فرستم بتـو پیغامی چنـد بزرگترین مشکل جامعۀ ایران فرهنگ ماست بخشی از فرهنگ جامعه که بايد دگرگون شود خرافاتپرستی، خودباوری یا بهتر بگویم خودمحوری، تعصب فرقهای، تنگنظری، سطحیانديشی، تقليدگرايی، پيشداوریهايی است که در فرهنگ ما ايرانيانرخنه کرده است و ما بايستی سعی کنیم فرهنگ مان را از اين مؤلفههای بسيار مؤثر در عقبافتادگی جامعه پاکسازی کنیم . باید سعی کنیم فرصت هائی را که بدست می آوریم به نحو احسن مورد بهره برداری قرار دهیم ، شان و شعور ملت ایران با تاریخچـه تمدنی که دارد نباید این باشد که هست !!! از فرزندان کوچک خود شروع کنیم به آنها آگاهی بدهیم و آنان را واداریم به تعقل و جستجـو ... پیروی کورکورانه از پدر و مادر حتی در مورد انتخاب مذهب اشتباه است باید هر کس خودش خط مشی خود را انتخاب کند ، انچه را که خود با باور خود بدست بیاوری به راحتی از دست نخواهی داد کمااینکه جوانانی که انقلاب کردند چون با فکر و مطالعه بود بدنبال آن نیز در جنگ شرکت کرده و از جان خود برای دفاع از وطن و آرمانشان مایه گذاشتند ، اما جوانان امروزی برای خوشایند خانواده به دروغ میگویند روزه هستیم و بیرون از خانه روزه خواری می کنند ، این یعنی معضل این یعنی اجبار ... چه خوب است که جوان جستجو کند و خودش به این درک برسد که در ماه رمضان بهتر اینست که فریضۀ روزه را بجا آورد . با جبر و زور نمیشود کاری از پیش برد حتی در مقابل یک بچۀ کوچک ...ای کاش بجای تشـویق در بدنیا آوردن فــرزند ، تربیت فرزندان را مـد نظر قرار میدادیم |
|
+ نوشته شده در
85/08/06ساعت توسط دخی |
|
|
جامعه اي كه در آن زندگي مي كنيم رابطه اي تنگاتنگ با ذهنيت افراد و نوع انديشه هاي آنها دارد ، نمیشه به افراد جامعه فرمان داد که مثل من فکر کن و بیاندیش وگرنه محکوم به نابودی هستـی ، بشر آزاد است که تفکر و تعقل کند . تئـوری خشونت ممکنه در کوتاه مدت موثر باشه اما در دراز مدت ریشۀ تئوریسین خشونت را خشک میکنه ، این موضوع در تمام زمینه ها به اثبات رسیده ، حتی در مورد فرزندانمان که وقتی از طرف ما منع میشوند کاری رو انجام بدهند میل و زغبتشان نسبت به آن بیشتر میشه درست یا غلط بودن طرز فکر و عقاید اشخاص مهم نیست ، مهم اینه که بتوانند عقایدشان را بیـان کنند ، هیچ کس برای اندیشیدن و انتخاب کردن نیاز به قیـم نداره و هیچ کس هم به اجبار نمیتونه نظرش رو به کسی تحمیل کنـه . |
|
+ نوشته شده در
85/08/04ساعت توسط دخی |
|
|
سلام دوستان مجازی خودم هم نمیدانم به چه نیتی این وبلاگ را راه اندازی کردم ، شاید فقط برای سبک کردن خودم . . . اما اینـو میدونم که این شعـار مهرورزی که اینروزها گوش ملت را پر کرده فریبـی بیش نیست ، کدام مهرورزی وقتی حتی امنیت جانی و مالی وجود نداره ؟ در این سرزمین ایزولـه شده اسلامی ، نه کسی حق مخالفت دارد نه ابراز عقیده ... در اتوبوس ، تاکسی ، خیابان ، کوچه و بازار ، فروشگاه ، اداره ، پارک و .... هر کس را میبینی سری به علامت افسوس تکان میدهد و دیگر هیچ ... اگر کشوری درست اداره شود همه ملت باید حق ابراز عقیده ، مخالفت و ارائـه پیشنهاد را داشته باشند و اگر غیر از این باشد بدانید که حکومت خواسته یا ناخواسته رنگ استبداد بخود میگیرد تا که از هر گوشه ای دردی هویدا میشود دیگر از دیدار دنیـا کی دلـم وا میشود کی جواز خوشدلـی در این جهان آید بدست ؟ تا غمـی از هر طرف مامور دلـها میشود تجربت ها بهرما افسوس پندآموز نیست زندگـانی سربسـر صرف ضـررها میشود درکدامین لحظـه آیا میشود دلشاد زیست ؟ تـاکه هر روزی تبـاه از بیـم فردا میشود |
|
+ نوشته شده در
85/08/03ساعت توسط دخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
درزندان بدنیا آمدم
مادرم را رژیم پهلوی اعدام کرد و پدرم را جمهوری اسلامی ... مادربزرگم تمام زندگیم محسوب میشه کسی که بزرگم کرد و به من شیوه انسانیت آموخت در یک شرکت خصوصی کار میکنم دو فرزند دارم بنامهای سام و ماندانا قصدم از راه اندازی این وبلاگ فقط درد و دلـی است در دنیای مجازی ، نه اهل سیاست هستم و نه عشق و نه موزیک فقط و فقط مخالف خشونتـم داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج .. . |
| نوشته های پیشین | ||
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
||
|
RSS
![]()
|