تبليغاتX
زندان دخـت
ضد خشونت

این آتش سوزانی که بر ایـران شعله ور شده است خشک و تر ، فقیر و غنی ، سیاسی و غیر سیاسی را با هم میسوزاند اگر تشریفاتی چون برپائی جشن دوهزار وپانصد ساله بـد بود ، چه دلیلی دارد که ما نیز هر سال سالگرد پیروزی انقلاب را به این وسعت وهزینه گزاف برپا کنیم ، چند سال برای یادآوری این بدبختی که به سرمان نازل شد ، کافیست ؟

آیـا بهتر نیست بجای این هزینه های گزاف برای بی خانمانها سرپناهی درست کنیم ؟

آیا بهتر نیست خانواده های آبرومندی که بر اثر فقر مالی کمر راست نمیکنند را دریابیـم ؟

آیا بهتر نیست به فکر جوانانی باشیم که بخاطر وضع بد معیشتی مجبورند به هزاران خفت و خواری تن دهنـد ؟

آیا بهتر نیست بجای مانورهای نظامی یا بقول خودشان رزمایش و هزینه گزاف آن ، ملی گرائی را ارج نهیم تا اگر روزی خدای ناکرده خطری ایران را تهدید کرد ، شور ملی و میهنی ملت زمینه ای باشد برای دفاع از این مرز و بوم ؟

بهتر که هسـت ... اما کـو کسی که بفهمـد ، کو گوشی که بشنـود

همین حالا وقتی تلوزیون سرودهای ملی را پخش میکند ، سرودهائی که به نوعی نامی از ایران در آن برده میشود آدم چنان به وجد میآید که حاضر به هر کاری برای وطنش هست .

ای ایـران ایران ای نام پاکت سرچشمـه گهران تو بمـان تو بمان

چـرا نباید وطن پرست باشیم چرا نباید فرهنگ ملی گرائی را ترویج دهیـم ، هر کس هرچه دارد از ملیت و اصالت و فرهنگ و تمدن خـود دارد .

سه خانم خبرنگار یا بهتر بگویم نویسنده را به جرم تشویش اذهان عمومی به زندان می اندازند ، کدام اذهان عمومی ؟

مگر مردم ما خدای نکرده خــر هستند که دم به ساعت بشود ذهنشان را مشوش کرد

کسانی که نمیدانند و نمی خوانند که ذهنشان مشوش نمیشود ، کسانی هم که میخوانند و می شنوند که ذهنشان به قدر کفایت مشوش است ، دیگر از چـه میترسید ؟

خشونت تا کــی ؟

نادیده شمردن حقوق فردی و اجتماعی مردم تا کـی ؟

آیا این عدالت است ؟

البته عدالت را میشود هر طور که خواست معنا کرد ، همانگونه که امروز متاسفانه قرائتی خاص از عدالت تفسیر میشود و به زندان افکندن نیروهای مخالف را هم نوعی عدالت میدانند

اما این راه درستی نیست .. این کلام دلنشینی نیست.. این عدالت راستینی نیست..

اگر جشن دوهزار و پانصد ساله حرام کردن پول بیت المال بود بزرگداشت دهه فجر هم جز این نیست

اگر زندانی سیاسی و شکنجه های زمان شاه چهره استبداد را نشان میداد ، در جمهوری اسلامی نیزهمین گونه است

اگر مهمانی های درباری و سفرهای خانوادۀ سلطنتی تجملات بود سفرهای استانی و غیراستانی و فرستادن مبلغین مذهبی به کشورهای دیگر نیز همان حالت را دارد

بیایید به جای شعار ، شعـور را سرلوحه ی کار قرار دهیـم ، که دوران شعار به سر آمده و ذهن ها به قدری مشوش است که نیازی به تشویش اذهان عمومی نیسـت .

امروز بشـر را نمیشود نادیده گرفت ، قرن بیست و یکم است و نمیشود با قوانین عصر حجر حکومت کــرد .  

+ نوشته شده در  85/11/27ساعت   توسط دخی | 

                  هيچ پنداشتي اي بسته به آينـــده اميد

                   زير آوار شب تيره زمين گيـــر شوي ؟

 

چه بر سـر ما آمـده که چنین سکوت کرده ایـــم و تن به هر بازی میدهیـم ؟

اگـر از نـسل سـیمرغیم و آشـیانه در بلندای کوه هـا داریـم، پـس چرا نمیتوانیم یا نمیخواهیم یا نمیدانیم چـگونه بال بیفشـانیم و پـرواز کنیـم ؟

چــرا میگذاریـم بال و پرمان را ببندند و در قفسی از باورهای غلط محبوسمان کنند ؟

مگـر نه اینکه تن آدمـی شریفست به جان آدمیـت

چه وقت باید انسانیت خود را نشان دهیـم ؟

آیا امروز روزی نیست که انسانیت را بنمایش بگذاریـم ؟

آیـا بهتر نیست بجای برگزاری " والنتیایــن دی " که متعلق به ما و فرهنگ و سرنوشت ما نیست

همگی دست به دست هم دهیـم و برای مبارزه با فقر ، تبعیض و خشونت ، به یاری هموطنانمان که

چه بسا در تنگنـا زندگی میگذرانند ، بشتابیـم ؟

ایمـان داشته باشیـد که اگر چنین کنیم هم خدا خشنود است و هم وجدان خودمان راحت . . .

بیائیـــد از شعار بگذریم و به شعور برسیم.
بیائید به افق روشن دوردستها بنگریم و راهی برای پیوستن به هم و پیوند دادن دیگران به یکدیگر پیش بگیریم.

راهی که دیگران میبایست میرفتند، اما نرفتند و ما را نیمه راه رها کردند
بیائید ببینیــم تـوانائی هـای هـر کـدام از مـا چـیـسـت و کـجـای ایـن راه ایستاده ایم.

 حال شما بگویید گره کدامیک از این صدها مشکل را میتوان با هم گشود؟

+ نوشته شده در  85/11/26ساعت   توسط دخی | 

به قول " امیر راعی فر " عزیز

در کشوری که به تاریخش رحم نمیکنند وای به حال مردمانش .   .   .    .

میگویند " سـد سیـوند " اثری بر پاسارگاد باقی نمیگذارد ، اگر این حرف که آب در 5 کیلومتری مقبره کورش کبیر قرار میگیرد را خوشبینانه و بدلیل مهارت کارشناسان حفظ میراث فرهنگی باور کنیم ، اما در دراز مدت رطوبت ناشی از سـد چه بر سر این هویت ملـی و بنائی که تمام دنیا آنرا بعنوان مهمترین میراث فرهنگی و بشری دنیا شناخته اند ، می آورد؟

آیـا ما نباید قدر این بناها را بدانیـم و در حفظ و پاسداری از آنها بکوشیـم ؟

آیا دولتمردان ما نمیدانند  بنـای چغازنبیل با قدمت بیش از سه هزار سال نباید ویران شود ؟

آیا دولتمردان ما نمیدانند کاخ باشکوه تخت جمشید نباید برای پروژه راه آهن شیراز – اصفهان آسیب ببیند ؟

آیا دولتمردان ما نمیدانند ، بنای بیستون با ارزش تر از پول نفتی است که خرج مطامع کشورهای دوست میشود ؟

آیا دولتمردان ما نمیدانند خیابان چهارباغ اصفهان که در دنیـا بی نظیر است نباید بخاطرمترو از بین برود ؟

آیا دولتمردان ما نمیدانند که جهانی شدن توس که شاعری بزرگ را دردل خود مدفون کرده ارجح ترازبرق فشار قویست؟

پس آنان چه میدانند و به چــه کار آمده اند ؟

                                         

 

                                                     *    *    *    *    *    *

 

به لطف خـدا و دعای شما عزیزان ، حال سام بهتره و به شیطنت های عادی اش برگشته  

دعـا می کنم که تحریـم مرحله دوم که چند روز دیگر شروع میشود ،روزی سیاهتر و راهی سخت تر از این را پیش پای هموطنانمان نگذارد که هم اکنون هم این ملت صورت خود را با سیلی سرخ نگاه داشته .

امیدوارم قلبی داشته باشید به بزرگی تمامی دنیا و بتوانید یکدیگر را دوست داشته باشید .  

 

 

+ نوشته شده در  85/11/22ساعت   توسط دخی | 

 

سیــمای جمهوری اسلامی

دیشب همزمان با سالگرد تاسیس سازمان فداییان خلق ایران ، تلوزیون جمهوری اسلامی دفاعیات "خسرو گلسرخی "را بنمایش گذاشت ، تا مدتی حیران مانده بودم که آنچه می بینم حقیقی است یا نــه ؟

فرزاد حسنی مجری یا بهتر بگویم شومن محبوب ایران در برنامه ای بنام" فوق العاده " نوید برنامه ای را داد که کنجکاو شدم ببینـم و وقتی گلسرخی را دیدم هم تعجب کردم و هم خوشحال شدم ، او دوست مرحوم پدرم بود همانطور که دوست مرحوم مختاری بود ، اما این سوال برایم پیش آمد که آیا امروز هم کسی میتواند از دفاعیات زندانیان سیاسی یا دانشجویان در بند فیلمبرداری کند ؟

گمـان نمیکنم . . .

امثال گلسرخی ، پویان ، جزنی ، دهقان ، شاملو ، طالقانی ، مبشری و . و . و . . . افتخار این مملکت و اسوۀ آزادگی هستند ، آزادیخواه آزادیخواه است با هر اندیشه و مرام و ایدئولوژی که باشد .

باز هم تبعیض ( سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها )

متاسفانه حقوق هیچ کس در این کشور رعایت نمیشود بخصوص حقوق بانــوان

سهمیه بندی خانواده های شهدا و ایثارگران کافی نبود ، حالا حکومت مردسالار اسلامی قصد داره از درس خواندن دخترها هم جلوگیری کنــه ، خوبه دیگه مثل زمان صدر اسلام کم کم دخترها فقط باید به خانه داری و شوهر داری و بزرگ کردن بچه اکتفا کنند .

تبعیض و نابرابری چقـــــــــدر ؟

 

 

+ نوشته شده در  85/11/20ساعت   توسط دخی | 

سلام دوستان ، تاخیرم رو حمل بر بدقولی نکنید ، سام مریض و در بیمارستان بستری بـود و از کرامات دولت مهرورز آقای احمدی نژاد یک میلیون و هفتصد هزار تومان خرج بیمارستانش شد ، الهی شکر که به خیر گذشت .

مادر بزرگم تو این مدت خیلی کمک به حال من بود ، الهی خدا حفظش کنه من اگه اورا نداشتم چکار میکردم ؟

تمام این مدت فکر میکردم کسانی که وضع مالی خوبی ندارند با چنین مشکلات و بیماریهایی چگونه برخورد میکنند

این اوضاع خراب و این تورم و وضع اقتصادی تا کی ادامه خواهد داشت ، جریان تحریـم به کجا می انجامه ؟ تکلیف بیماران ، از هر نوع و دسته ای چی میشه ؟

جان انسانها تنها چیزی است که در این مملکت هیچ ارزشی نداره

این حق ما نبود ، وقتی به سالگرد انقلاب نزدیک میشویم و بقول معروف در دهه فجر قرار میگیریم ، فکر میکنم چطور شد که به چنین سرنوشتی گرفتار آمدیـم ؟

مگر ملت ما برای استقلال و آزادی و آسایش انقلاب نکرد ، پس چطور به هیچکدام از اهدافش نرسید ؟ و هیچ واکنشی هم در مقابل اینهمه ظلم و تعدی و اجحاف نشان نمیدهـــد ؟

سخنرانی امام در بهشت زهرا ، قول هایی که به مردم دادند و همه را فراموش کردند ، وضع بــد معیشتی مردم ، نبود آزادی و امنیت،برخوردهای خشونت آمیز دهه های اخیر ، دیگر به انتظار چه نشسته ایم مگر بالاتر از سیاهی هم رنگی هست ؟  .... چــرا سکوت کرده ایـــم ؟

خویشـی میگفت ملت ایران را باید گرسنه نگاه داشت تا دغدغه شان فقط سیر کردن شکم باشد .

وضع خانه مان خیلی بهم ریخته است باید سخت بچسبـم به رتق و فتق امور خانه تا دوباره به شکل عادی برگرده ...

در بیمارستان که بالای سر سـام بودم دختر عمه ام کتاب " معمـای هـویدا " را برایم آورد ، دختر عمویم کتابی بنام " اگه همصدام بودی " را به من داد که رمان قشنگ و تاثر برانگیزی بود و مادر بزرگم کتاب " خانــوم " مسعود بهنود را بعنوان کادو به من داد ، که با خواندن آنها توانستم لحظه های سخت و طولانی بیمارستان را  سپری کنم .

 از همه شان متشکرم

 

+ نوشته شده در  85/11/16ساعت   توسط دخی | 
 
دریغ است ایران که ویران شود